امروز 8/5 تولد آرش جان بود.لبخند
آرش عزیزم تولدت رو تبریک می گم  ببخشید که نتونستم مثل سالهای گذشته واست یه جشن کوچولو بگیرم ناراحتاینقدر سرگرم کارو زندگی هستی که حتی تولدتو یادت نیست
من از صمیم قلبم از تمام زحماتت تشکر می کنم و امیدوارم که در پناه خداوند بزرگ همیشه سالم و سرزنده باشی منو محمد امین دستان گرم و پر مهرت رو می بوسیم .ماچ
دوستت داریم همسرو پدر مهربون.قلب

 ***************************************

قبل از اینکه برادرم فوت کنه محمد امین رو گذاشته بودم کلاس زبان و نقاشی که هنوز چند جلسه نگذشته بود که این اتفاق افتاد .ناراحت
و رفتن به کلاس کنسل شد وقتی هم که برگشتیم چند جلسه ای بیشتر از ترم باقی نمانده بود همون چند جلسه آخر رو گذاشتم که بره
آخرین جلسه ای که رفتم دنبالش کلاس زبان داشتن با دیدن من کلی جیغ و گریه سر دادگریه من هم که از همه جا بی خبر رفتم سراغ خانم مربی
که ببینم چه خبرهسوال و خانم مربیشون گفت که یکی از مامانها جایزه واسه پسرش آورده بوده و محمد امین از همون لحظه هر چی باهاش حرف می زنم جواب نمی ده
و اخم کرده یه گوشه نشسته بالاخره با هزار قول و قرار راضی شد که آروم بشه و بیاد خونه البته یه بسته آدامس اربیت از مربی گرفت ؛از دست بچه های این دوره زمونه بعضی وقتها آدم نمی دونه چیکار کنه یه کی نفهمه فکر می کنه که پدر و مادر واسه بچه کم می زارن .به قول هنرپیشه های افسانه افسونگر (وای خدااااااااا)

***********************************************

 

(لحظه های منو محمد امین )

 

وقتی که من توی آشپزخونه مشغول کار هستم محمد امین یه سر به من می زنه می گه : مامان همه چیز روبه راهه .نیشخند

****************************

چند وقت پیش من و مامان بزرگ محمد که اومده بودند خونمون مشغول صحبت کردن بودیم که یه دفعه محمد امین اومد و گفت : زیپ دهنتونو ببندید .
خیلی یکه خوردم آخه هیچوقت این حر قو بهش نزده بودم که همون لحظه خودش گفت این از خانم مربی یاد گرفتم  خوب بالاخره کلاس رفتن یه بدیهایی هم داره دیگه .ناراحت

************************************

چند روز پیش هوس رولت کرده بودم با  محمد رفتیم و یه جعبه رولت خریدیم

همون موقع دوتاشو محمد خورد وقتی رسیدیم خونه گفت که یکی دیگه هم می خوام  . گفتم محمد دیگه بسه بزار واسه فردا حالت بد میشه ها  آخه اگه الان بخوری دل درد می گیری واست خوب نیست .

محمد امین : وقتی خوب نیست چرا خریدی که بزاریش تو یخچال .از خود راضی

********************

محمد امین : مامان وقتی پیر شدی صدات می زنم ”مادر”

×××××××××××××××××××

مکالمه منو محمد شبها موقع خواب

محمد امین :مامان من نمی تونم بخوابم خواب گرگهارو می بینم

من : تو که هنوز نخوابیدی چطوری خواب می بینی ؟

محمد امین : آخه تا چشمامو می بندم میان تو چشام .

من : خوب به چیزهای خوب فکر کن مثلا فرشته ها .

محمد امین : مامان الان فرشته ها  اومدن بهشون بگم صبح جایزه بیارن .

من : باشه مامان با فرشته ها خوش بگذره شب بخیر .

محمد امین : شب بخیر مامان .

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 زنگ نقاشی آقا محمد

   

 در حال بازی piglet1 این بازی رو خیلی دوست داره

 

 

عکسهای 4 سالگی

 

 

 

در حال بازی با دختر دایی یاسمن البته فقط پاهاش پیداست

بای بای

 

/ 14 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان محمد حسين

تولد آقاي همسر مبارك و اميدوارم هميشه شاد و سلامت و پر عشق باشيدد اين وروجك ما رو هم ببوسيد كه اينقد دلبره با اين عكساي خوشگلش هزارماشاله..بوس بوس

افسانه

از شنیدن حرفهای پسر کوچولومون لذت میبرم.[لبخند]

سمیرا

محمد امین تو خیلی ناز و ملوسی.خیلی دوستت دارم

یه مامان(مریم)

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب]

گلسا و مامان مونا

تولد آقای همسر مبارک[گل]. [ماچ][بغل] واسه گل پسری ناز

مامانی بردیا

واسه محمد امین[ماچ][ماچ] و تبریک یه بابایی

مامانی بردیا

واسه محمد امین[ماچ][ماچ] و تبریک یه بابایی

راما

سلام زهره جون خوبی از صمیم قلب بهت تسلیت میگم ببخشید دیر متوجه شدم مدتی بود که نمیتونستم وبلاگت رو بار کنم. تولد آرش خان هم مبارک[گل] چه مردی شده محمد ببوسش

زهره مامان کیانا

تولد همسرتون مبارک باشه.[گل] سالیان سال کنار هم خوش و خرم زندگی کنید. محمد امین رو ببوس[ماچ]